#شـهیدانـہ🕊️
تایید شدهمتولد ۷۴ و فرزند آخر از خانوادهای متدین بود اما از داشتن حجاب غافل بود.
یکبار به خاطر شیطنتهایش، حکم اخراجش از مدرسه صادر شد؛ درست همانجا بود که با شناخت شهید ابراهیم هادی زندگیاش دگرگون شد.
با توسل به شهید و دادن تعهد، به مدرسه برمیگردد. درسش را در حوزه ادامه میدهد و طلبه میشود. از آن به بعد شهید هادی میشود رفیق شهیدش..
حتی برای ازدواجش هم از او کمک میخواهد شهید هم در رویا به او میگويد: شخصی به نام محمد از تو خواستگاری خواهد کرد با او ازدواج کن؛ کمی نمیگذرد که دوستش به او میگويد برای برادرم محمد میخواهیم به خواستگاری بیاییم و اینطور با محمد، طلبهای از اصفهان در خانهای ۲۵متری زندگی مشترکش را آغاز میکند.
همیشه تا نیمههای شب بیدار بود و نماز شب میخواند؛ هدف او و خواهرش شهادت بود؛ هردو پیرو ولایت فقیه بودند و میگفتند که رهبر را نباید تنها بگذاریم.
در سفر کربلا وصیت نامهاش را با این عنوان نوشته بود که در سال ۹۸ شهید میشوم، خواهرش هم در روز تشییع شهید سلیمانی، غسل شهادت کرد و به پدرش گفت: امروز دو پیکر برای تو میآورند، ناراحتی نکنید.
با شهادت سردار دلها، او که از قبل کوچهای را با نام خود به تصویر کشیده بود، به همراه خواهرش مهدیه سادات و پدر که خود از جانبازان دفاع مقدس بود، به سمت جایگاه و مراسم حرکت میکنند. در این حادثه اول خواهرش و سپس او به شهادت میرسد.
وصیت کرده بود پیراهن عموی شهیدش سیدمحمود سادات حسینی و کتاب «سلام بر ابراهیم» را در قبرش بگذارند.
پس از شهادتش، همان شد که میخواست.
«شهیده فاطمه سادات حسینی »❤️🩹